العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

60

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

از آنها گواهند كه اين جانوران را زبانى گويا است و واژه‌ها كه مقصود را بفهمانند و بمنزله زبان عجمى باشند از عربى كه زبان هم را نفهمند . و گواهش فرموده خداست در حكايت از سليمان عليه السّلام « ايا مردم زبان پرنده را آموخته شديم و بما دادند از هر چيز ، راستى كه اين خود فضل روشنى است ، 16 - النمل » و خدا سخن مورچه را هم نقل كرده و هم سخن هدهد و احتجاج او را . پاسخ و اين مسائل را بما منت نهد بدان چه در اين باره دارد كه ثواب برد ان شاء اللَّه و باللَّه التوفيق و سيد - ره - پاسخ گفته كه ميزان اعتقاد ما در نفى و اثبات دليل قطعى است و بايد ظاهر اخبارى كه خلاف آنست بدان برگردانيم و با آن بسنجيم و از يك راهى با آن هم آهنگ سازيم چنانچه ظاهر قرآن كه صحت آن قطعى است عمل ميكنيم تا چه رسد باخبار آحاد كه مايه يقين نيستند و هر خبرى را بايد به ميزان دليل قطعى سنجيد و با آن موافق كرد و اگر نشود آن را ترك كرد ، و همين جمله براى انديشمند بس است . و رواست كه منظور از نكوهش اين گونه پرنده‌ها از اينكه بر خلاف ستايش خدا گويايند و اولياء او را نكوهش كنند و كم شمارند ، نكوهش كسانى باشد كه آنها را بدست آرند و با آنها پيوندند و آنانند كه با مهرورزى و سرگرمى به اين جانوران بر خلاف ستايش خدا گويايند و اولياء و دوستان خدا را نكوهش كنند و گفته آنها را به اين جانوران بسته براى مجاورت و نزديكى بدانها و بر سبيل مجاز و استعاره . چنانچه خدا در قرآن پرستش را بقريه وابسته و جز اين نيست كه منظور اهل قريه است و چنانچه فرموده « و چه بسيار قريه و آبادى كه از فرمان پروردگارش و رسولان او سرپيچى كرد و ما به سختى بحسابش رسيديم و او را شكنجه‌اى منكر داديم و چشيد و بال كار خود را و سرانجامش زيان گرديد ، 8 و 9 - الطلاق » و در همه اين جمله‌ها كلمه‌اى محذوف است و در ظاهر فعل را به چيزى نسبت داده كه در حقيقت از آن جز او است ، و وصف برخى پرنده بمدح و ستايش